بیشتر بدانیم

دزدگیر فروشگاهی یا همان گیت فروشگاهی ابزاریست که بیشتر در صنف پوشاک جا افتاده و دلیل رواج اصطلاحاتی همچون «دزدگیر لباس»، «دزدگیر پوشاک» ، «دزدگیر مانتو» و .. نیز همین می باشد. با این حال ضرورت گیت دزدگیر فروشگاهی برای برخی فروشگاه های دیگر، کمتر از صنف پوشاک نیست، در ادامه به برخی از آنها اشاره می کنیم.1- کتاب فروشی در دسترس مشتری بودن کتاب، در فروشگاه های کتاب، نسبت به فروشگاه های دیگر، اهمیت بیشتری دارد و معمولاً افراد قبل از خرید کتاب، تمایل دارند نگاهی به اوراق کتاب بیندازند. گیت فروشگاهی مناسب کتاب فروشی ها، گیت آر اف (RF) می باشد. دزدگیر فروشگاهی آر اف (RF)، در بسیاری از فروشگاه های لباس هم مورد استفاده قرار گرفته است، منتها کتابفروشی ها به جای تگ سخت (همچون تگ گلفی، صدفی، عدسی و ...) از لیبل های ضد سرقت فروشگاهی استفاده می کنند که رایج ترین آنها، لیبل های چهار سانتی متر در چهارسانتی متر می باشد و قیمتشان معمولاً کمتر از دو سنت می باشد. قیمت لیبل آر اف (RF) نسبت به قیمت لیبل AM کمتر می باشد. دلیل مناسب تر بودن گیت ضد سرقت RF نسبت به گیت ضد سرقت AM برای فروشگاه های کتاب، شکل لیبل می باشد. ضخامت لیبل های RF بسیار کم بوده و پس از الصاق به صفحات داخلی کتاب، به راحتی قابل کندن نیست و پیدا کردن آن نیز شاید آسان نباشد. لیبل های AM دارای ضخامتی در حدود یک میلی متر می باشد که کندن آن را راحت تر کرده و مناسب برای الصاق به کتاب نیست.کتاب فروشی ها غیر از دستگاه دزدگیر فروشگاهی (گیت فروشگاهی ) به دستگاه خنثی کننده نیز نیاز دارند تا به وسیله آن برچسب ضد سرقت کتاب هایی را مشتریان خریداری می کنند، غیر فعال کنند. در صورت خنثی نشدن لیبل کتاب، ممکن است مشتری کتاب را به فروشگاه هایی ببرد که مجهز به گیت فروشگاهی ضد سرقت RF می باشند که در این صورت منجر به بوق کاذب شده و مشکلاتی را برای مدیر فروشگاه مذکور ایجاد خواهد کرد.2- فروشگاه لوازم آرایشی و بهداشتیبرای درک اینکه چه نوع دزدگیری برای فروشگاه های لوازم آرایشی مناسب تر می باشد، بهتر است بار دیگر به تقسیم بندی سه گانه تکنولوژی های گیت فروشگاهی (AM، RF و EM ) توجه کنیم.

ورود کاربران

حکم دادن در مورد این که پس از جدایی از یک شرکت، چه کاری درست و اخلاقی و چه کاری غلط و غیر اخلاقی است، به این سادگی ها نیست. البته این موضوع هم درخور توجه است که افراد معمولاً مرگ را برای همسایه خوب می دانند، از جمله خود من پنهان نمی توانم بکنم که من خود دوست ندارم، شریک یا کارمندم پس از استقلال، با مشتریان من کار کند و به آنها جنس بفروشد، ولی آیا حق با من است؟ من چقدر می توانم برایش محدودیت تعیین کنم؟ فکر می کنم اگر قراردادی فیمابین نباشد، قضیه خیلی به هم می پیچد. معاملات نتیجه روابط هست و هیچکس مالک رابطه ای که به وجود می آید، نیست. فقط می توان با قرارداد قبلی یا توافق بعدی، مسائل را پیش بینی کرد و الا اصول اخلاقی هنوز در حل خیلی از مسائل دیگر مانده اند چه رسد به این مطلب به طور مثال چه کسی می تواند بگوید، مشتری برای چه کسی است؟ برای فروشنده ای که مشتری را پیدا کرده؟ یا شرکت؟ در مورد مهارت هایی که فرد در شرکت قبلی به دست آورده هم همین قضیه صادق است. چه کسی مالک این مهارت هاست؟ اگر جواب شرکت هست، پس تکلیف چیزهایی که فرد به شرکت اضافه کرده، چه می شود؟ آیا بهای آنها نیز باید به فرد پرداخت شود؟ به نظر می رسد، هیچ حکمی نمی توان داد ولی با توافقات اولیه خیلی چیزها را می توان پیش بینی کرد تا محلی برای اختلافات بعدی نماند. در نهایت این مطلب نیز بدیهی است که در هیچ حالتی و به هیچ بهانه ای نباید بی اخلاقی کرد.  
منتشر شده در وبلاگ